شعرفراهان
انتخاباتی که بر پا می شود هر چار سال
برزیان تو رسد آخر به پایان ای وطن
مشتری بازیرکی کالا خرید و بار بست
برمراد خود رسید او شاد وخندان ای وطن
عده ای سیاس ورند اندر کنار سفره ات
روز وشب درفکرت یغمای انبان ای وطن
کودکانت را بده درسی جدید از زندگی
صد کفن پوسانده میرزای تقی خان ای وطن
گرنباشد همتی این آب سر بالا رود
غصه هایت می شودچندین و چندان ای وطن
هرکسی از ره رسیده عهده دار ودایه شد
تاسر کار آورد مردی سخندان ای وطن
من که هستم یک فراهانی ناچیز و ضعیف
دادم این هشدار بر اهل فراهان ای وطن
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 23:10 توسط غفوریان
|