2 دوره ریاست جمهوری و ریاست مجلس طی این سه دهه را دارد و از نزدیک‌ترین افراد به بزرگان نظام به شمار می‌رود. البته هیچ انسانی عاری از اشتباه نیست و آقای هاشمی نیز در زمان ریاست جمهوری اشتباهی داشته‌اند که آن هم سیاست تعدیل اقتصادی بوده است. آقای هاشمی به غیر سیاست تعدیل در دیگر موارد کارنامه خوبی داشته و دارد اما دومین ایراد این است که اگر مشایی، رئیس‌جمهور شود بنابر آن چیزی که مشخص است قصد دارد سیاست‌های دولت فعلی را ادامه دهد. سیاست‌هایی که اقتصاد ایران را به وضع فعلی انداخته است. برای مثال نرخ تورم نقطه به نقطه 40درصدی چیست که با محافظه کاری هم ارائه می‌شود؟ مردم اوضاع اقتصادی‌شان را در مقایسه با دیگر دوره‌ها بهتر نمی‌بینند. اگر مشایی در مسند ریاست جمهوری قرار بگیرد، می‌توان اذعان داشت که اوضاع اقتصادی بهبود نخواهد یافت اما هاشمی با تجربه‌ای که از گذشته اندوخته و همچنین استفاده از تمام ظرفیت‌های موجود، توانایی ترمیم اوضاع اقتصادی را دارد. آقای سبزعلیپور همچنین در بخش دیگری از اظهاراتش به این نکته اشاره کرد که حضور آقای هاشمی به عنوان رئیس‌جمهور می‌تواند باعث بهبود روابط با دیگر کشورها و در نتیجه کاهش تحریم‌ها شود. این نظر کاملا صحیح است و با توجه به تجربه بالایی که در آقای هاشمی سراغ داریم، این توانایی را دارد که روابط بین‌المللی ایران را هم به طور مناسبی بهبود ببخشد و باعث شود با رفع تحریم‌ها اوضاع اقتصادی سر و سامان پیدا کند. همچنین رئیس مرکز تجارت جهانی به این نکته اشاره کرده است که اگر مشایی رد صلاحیت شود تمرکز احمدی‌نژاد در دو ماه باقی مانده برهم خواهد خورد؛ موضوعی که نمی‌توان آن را با قطعیت پذیرفت. در انتها ذکر این نکته ضروری است که هر فردی با رای مردم به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد باید مشاورهای اقتصادی خوبی را انتخاب کند تا بتواند اوضاع اقتصاد را سر و سامان بخشد و افراد بی‌طرف باید به رئیس‌جمهور آینده مشورت بدهند. رئیس دولت الزاما نباید اقتصادی باشد اما حضور افرادی که در اقتصاد تجربه دارند و کاربلدند در کنار او الزامی است.

* کارشناس اقتصادی-آرمان